ویژگیهای اختلالات یادگیری

 مقدمه

 اصطلاح ناتوا نی های یادگیری بر ناتوانی آن گروه از خردسالان و دانش آموزانی دلالت دارد که با وجود برخوردار بودن از هوش طبیعی یا حتی بالاتر از طبیعی و اندامهای بینایی ، شنوایی و حرکتی سالم و نیز محیطی بهنجار از نظر عاطفی ، فرهنگی و اقتصادی در یک یا چند فرایند روان شناختی پایه ، که مربوط به درک یا استفاده از زبان شفاهی یا کتبی است ، اختلال دارند . اختلال افراد دچار ناتوانی های یادگیری ممکن است به صورت ناتوانی در گوش دادن ، فکر کردن ، خواندن ، نوشتن ، هجی کردن یا محاسبات ریاضی نمایان شود .                

برخی از دانش آموزان دچار ناتوانی های یادگیری ممکن است در یادگیری خواندن با مشکل بزرگی مواجه شوند ، اما در قلمروهای دیگری نظیر ریاضیات ، موسیقی ، ورزش یا هنر تواناییهای چشمگیری داشته باشند . عده ای آن قدر استعدادهای درخشان از خود نشان میدهند که به کودکان تیز هوش و مستعد معروف می شوند . این افراد ممکن است سرعت انتقال ، کنجکاوی ، قدرت تجسم و شور و ذوق بی حد و مرزی داشته باشند ، اما نتوانند مثلا محاسبات ریاضی انجام دهند .

کودکان و جوانان مبتلا به ناتوانی های یادگیری در هر کلاس درس یافت می شوند . معمولا این دانش آموزان چاره ای جز ترک تحصیل ندارند ، مگر آنکه مشکلات آنان به موقع  تشخیص داده و درمان شود . ناتوانی های یادگیری عارضه ای گیج کننده است ، زیرا هر فرد مجموعه استعدادها و ویژگیهای منحصر به فردی دارد . دانش آموزان مبتلا به ناتوانی های یادگیری نابینا نیستند ، اما  نمی توانند بسیاری از چیزها را مانند همالان خود ببینند ، ناشنوا نیستند ، اما در بسیاری از موارد نمی توانند مانند افراد طبیعی گوش کنند یا صداها را بشنوند ، از نظر رشد شناختی عقب ماندگی ندارند ، ولی با روش متفاوتی یاد می گیرند . افزون بر این ، آنان با بسیاری از رفتارهایشان باعث به هم ریختن کلاس درس و ایجاد ناراحتی در خانه می شوند .

 گامهای یادگیری

در یادگیری پاره ای مسائل باید رخ دهند ، در هر سطح از یادگیری مشکلاتی وجود دارد که موجب نا توانی می شود . در اینجا برای یادگیری منظم و عادی گامهایی را می توان بر شمرد : اگر ورودهای مغز در هر یک از این گامها کار خود را به خوبی انجام ندهند ، آنرا یک نا توانی در یادگیری می نامیم .

 گام اول : توجه

 اگر نتوانید به چیزی توجه کنید ، قادر به یادگیری آن نخواهید بود . این ناتوانی یادگیری دارای جایگاه ویژه خود است . این معضل ، اختلال ناتوانی توجه همراه بابیش فعالی است .  

 گام دوم : درک

ما با چشمها ، گوشها ، بینی ، دهان ، پوست اشیاء رادرک میکنیم . اگر این عمل را به خوبی انجام ندهیم ، نمی توانیم یاد بگیریم . مثلا اگر فرق میان مسواک و شانه رانتوانیم درک کنیم . مسواک زدن را یاد نمی گیریم . مشکلات مختلفی در سطح درک می تواند وجود داشته باشد ولی باید توجه کرد . مثلا عفونت گوش و یا آسیب رسیدن به آن را نمی توان مشکل ادراک شنیداری دانست بلکه عدم تشخیص درست بین صداها ( چ و ش ) به وسیله ی فرد ، جزئ مشکل ادراک شنیداری است . در مورد دیدن نیز موضوع به همین منوال است . مثلا اگر شخص به دلیل مشکلات کار اندام شناختی چشم یا تاخیر در مغز نتواند ببیند باز مشکل ادراک دیداری محسوب نمی شود . از انواع مشکل ادراک دیداری این است که شخص قادر به تشخیص اینکه چه چیز جلو یا پشت سرش است ، یااینکه بفهمد چه چیزی مهم است و چه چیزی در حاشیه است ، نباشد یا مثلا اگر شما نتوانید فرق میان دو حرف ( ت و ث ) در فارسی یا ( q ، p  )  در انگلیسی راحس کنید ، خواندن برایتان سخت است و یا زمانی که عدد 2 مثل  6 جلوه کند ، اعمال ریاضی سخت خواهد بود . پردازش به حذف صداهای غیر ضروری و توجه به آنچه که برای شما اهمیت دارد ، اشاره می کند . برای مثال یک مشکل مربوط به پردازش شنیداری ممکن است به صورت ناتوانی دانش آموزی در تمرکز بر گفته ها در حین سرو صدای همکلاسیها و یاصدای ماشین چمن زنی ( بیرون کلاس ) جلوه کند یابرای دانش آموز خواندن و پردازش دستورعملهای روی تخته در حالی که مطالب دیگر روی آن نوشته شده سخت به نظر برسد . 

گام سوم : یکپارچگی

وقتی شما می خواهید چیزی را دقیقا ادراک کنید ، نیاز به انجام سه کاردارید :

نخست : باید آنرا دریک مسیر درست و منظم قرار دهید( مرحله بندی )

دوم : بفهمید زمینه ی آن فعالیت چیست ( انتزاع ) .  

سوم : آنرا با دیگر ادراکات ، تجربه ها و یادگیریهای پیشین خود پیوند دهید ( سازمان دهی )

ممکن است در هر کدام از این سه سطح با مشکل یادگیری مواجه شوید مرحله بندی ( ترتیب )

فرق بین ( جنگ و گنج ) یا ( god ، dog ) چیست ؟ حروف را به ترتیب خواندن ، نیازمند توجه کامل به مسیری است که شما می خواهید در آن گام بگذارید :. بنابراین بسیاری امور مانندریاضیات و رایانه نیازمند توجه جدی و ترتییب هستند . یک کودک ممکن است روزهای هفته را بشناسد اما نتواند آنها را به ترتیب باز گوید

 

 

 

 انتزاع ( جای دادن در زمینه )

واژه ی ( run ) را چگونه معنی می کنید ؟ برای این امر باید بقیه ی جمله را بدانید تا بفهمید کدام یک از معانی کلمه مد نظر است .

افرادی که دارای این مشکل هستند با تمام مفاهیمی که نمی توانند ببینند یا بشنوند مشکل خواهند داشت . فهم هندسه ( به ویژه شکل های فضایی ) مثال خوبی در این زمینه است .

 سازمان دهی

برای مفید آموختن و زیستن باید مفاهیم متفاوت با نظم و ترتیب خاصی در درجه اهمیت قرار گیرند . همچنین این مفاهیم را بایدبا چیزهایی که هم اکنون می دانیم ، یا چیزهای دیگری که در موقع نیاز نمی توانیم آنها را در ذهن خود باز یابیم ارتباط دهیم . مغز بدون سازمان دهی همچون یک اتاق به هم ریخته است ، یعنی نمی توانیدوسایل مورد نیاز را در آن بیابید . اگر هم پیدا کنید باید بعد  از زمانی سر گردانی و آشفتگی انجام می شود .

 گام چهارم : حافظه

حافظه بلند مدت در ناتوانی یادگیری تحت تاثیر قرار نمی گیرد اما حافظه ی کوتاه مدت می تواند تحت تاثیر واقع شود . اگر شما نحوه ی اندازه گیری ارتفاع یک درخت را ( با استفاده از نوار و .....) بدانید ولی بلافاصله نتوانید اندازه ی گرفته شده را به یاد آورید ، فاقد ارزش است .

همه ی ما وقتی چیزی راچندین بار تکرار کنیم ، به خوبی در وقت لازم به یاد می آوریم . کسانی که حافظه ی کوتاه مدت خوبی ندارند ، باید چیزها را آنقدر تکرار کنند تا شاید در مغزشان نقش ببندد .

وقتی مطالب و مفاهیم درذهنشان نقش ببندند ، ماندگار می شود . بعضی افراد در حافظه ی شنیداری مشکل دارند ، به نحوی که نمی توانند شنیده های خود را تداعی کنند . برخی دیگر در حافظه ی دیداری دچار مشکل هستند ونمی توانند آنچه را می بینندبه خاطر آورند

 گام پنجم : برون داد

همان طور که گرفتن اطلاعات از داخل مغز به صورت دقیق و کار آمد دشوار است ، به همان اندازه گرفتن اطلاعات از خارج از مغز نیز  مشکل است.

شایع ترین این موارد مربوط به آسیب های گفتار و زبان است یعنی مردم در حد هوششان نمی تواند صحبت کنند . برخی دیگر با هماهنگی ماهیچه های دستشان شدیدا مشکل دارند ، به گونه ای که می توانند باعث مشکلاتی چون ناتوانی یادگیری در نوشتن شود

( نارسانویسی ) گروهی دیگر نمی تواند ماهیچه های بزرگشان را هماهنگ نمایند آنها افرادی دست و پا چلفتی هستندکه در ورزش با مشکل مواجهند .

اختلال یادگیری با هر کدام از گونه های بالا تشکیل می شود گاهی  1 یا  2 و گاهی 5 یا  6  مورد می توانند با هم باشند . بعضی اوقات دو کودک را می بینیم که دارای اختلال خواندن مشابه هستند ، معمولا این معضل از ترکیب هاو گونه های متفاوت ناتوانی یادگیری مشتق می شود ( ریشه ها ی اختلال خواندن متفاوت ) .

 


 

اختلالهای همبود :

وجود اختلالهای همبود به این معنی است که بیماریهای مشخصی با هم رخ بدهندبرای مثال ، بیماریهای قلبی و عصبی اغلب باهم در یک شخص بروز می کند . اغلب اختلالات عصبی روانی به اندازه ی کافی مشکل ساز هستند چه برسد به اینکه 2 یا 3 نوع اختلال با

 هم رخ دهند . ارزیابی کودکان برای تشخیص ناتوانی و اختلال یادگیری در آنان بدن جستجوی دیگر شرایط بحرانی ، اتلاف وقت خواهد بود . مهمترین پیشرفتهای در روان پزشکی نتیجه یک کنترل دقیق پژوهشگران بر روی بچه ها برای هر نوع شرایط ممکن بوده است و در زیر به شایعترین آنها اشاره می کنیم .

اختلال نارسایی توجه / بیش فعالی (ADHD ) : اگر شما دارای یک نوع اختلال یادگیری هستید ،  20 تا 25 درصد ممکن است ADHD هم داشته باشید ، یعنی شما 5 برابر نسبت به جمعیت عمومی بیشتر در معرض ADHD هستید . به بیان دیگر اگر شما ADHD داشته باشید 30 تا 70 درصد ممکن است دارای اختلال یادگیری باشید هر که برای ADHD ارزیابی می شود ، لازم است برای اختلال یادگیری نیز معاینه شود و بالعکس .                      

 اختلال تورت : تیک هایی هستند که منجربه ناتوانی می شوند . حدود 60 درصد کودکان دارای اختلال تورت ، دارای یک نوع اختلال یادگیری هستند .

 اختلال شخصیت : بخش های ویژه ی شخصیت برخی از افراد دارای نوعی ناهنجاری است . اسامی شایع این نا هنجاری با عنوان اختلالات رفتاری شناخته می شود و یک سوم این افراد دارای اختلالات یادگیری نیز هستند .

اختلالات زبانی : کودکانی که از نظر زبانی خوب رشد نکرده اند ، اغلب اختلالات یادگیری دارند.

 ویژگی ها

با توجه به تعاریفی که متخصصان در زمینه کودکان دارای نا رساییهای یادگیری ارائه کرده اند در ادامه به برخی از ویژگیهایی که می توان برای این رسته از کودکان بر شمرد اشاره می کنیم :

1 – بهره هوشی تقریبا متوسط یا بالایی دارند .

2 – حواس مختلف بینایی ، شنوایی و .........سالم است .

 3 – از امکانات محیطی و آموزشی نسبتا مناسبی برخوردارند .

4 – دارای نابهنجاری شدید رفتاری نیستند .

5 -  پیشرفت آموزشی این کودکان به طور قابل ملاحظه ای کمتر از بهره هوشی ، سن و امکانات آموزشی که از آن برخوردار می باشند

کودکان مبتلا به ناتوانی یادگیری به مقایسه خود با سایر هم کلاسی های خود می پردازند ، به تشخیص درباره قا بلیتهای شخصی و متفاوت با دیگران دست می یابند ، این ادراکات شخصی بر اساس نوع تقویتی که از محیط اطراف دریافت می دارند ، زمینه ساز موفقیت یا شکست دانش آموز است . زمانی که دانش آموز به ناتوانی خود اطمینان یابد ، دیگر انرژی لازم برای انجام سایر وظایف محوله را ندارد و در برخورد با مشکلات دچار ضعف و فقدان پیگیری می شود ( رمضانی ، 1384) .

این دانش آموزان در فرآیند فعالیت تحصیلی با شکست و ناکامی های گوناگونی مواجه می شوند که از جمله علل شکست این کودکان

 

در امر یادگیری می توان به موارد زیر اشاره کرد :

فقدان انگیزش کافی

فقدان توجه و دقت لازم

دقت بیش از اندازه به جزئی از کل

فقدان هماهنگی لازم در حرکات

جنب و جوش بیش از حد ( سیف نراقی و نادری ، 1374 ) .

ویژگیهای کسانی که دچار ناتوانی یادگیری هستند ممکن است از فردی به فرد دیگر متفاوت باشد ولی وجه مشترک آن برخورداری افراد با ناتوانی یادگیری از هوشبهر متوسط تا بالای متوسط است . متاسفانه دانش آموزان با نا توانی یادگیری به اشتباه به عنوان دیر آموز در نظر گرفته می شوند و رشد تحصیلی کمی نشان می دهند . در حالی که وارسی پرونده تحصیلی دانش آموز برای تعیین نیمرخ تحصیلی آنها و تشخیص افتراقی حائز اهمیت است . یک دانش آموز دیر آموز نیمرخ رشد پایین و صاف نشان می دهد ، در صورتی که نیمرخ دانش آموز با ناتوانی یادگیری ، الگوی ناهموار مشخص و برگشت در اکتساب مهارتها را نشان می دهد . مهارتهای زبانی فرد دیر آموز اغلب متناسب با سن او نیستند ولی مهارتهای زبانی دانش آموز با نا توانی یادگیری اغلب با سن او تناسب دارد ( میر نسب ، افروز ، 1379 ).

 

ویژگیهای این دسته از افراد در زمینه رشد و تحول زبان گفتار عبات اند از :

1- معمولا از صحبت کردن یا توجیه بزرگسالان اجتناب می کنند .

2 – خزانه لغات آنها بسیار بسیار خوب و عالی است اما در تولید و کاربرد آن ضعف دارند .

3 – می خواهد صحبت کند اما نمی تواند کلمه ها و عبارتها ی مناسب را پیدا کند .

4 – در تمیز شنیداری و شنیدن اشکال دارد .

5 – جمله ها را به طور ناقص ادا کرده و آهسته و نا شمرده صحبت می کند .

6 – تر تیب واژه ها یا ترتیب هجا ها را به طور مکرر قاطی می کند .

7 – نمی تواند صداها را در عبارت و کلمات به بخش های مختلف تقسیم کند یا نمی تواند صداها را با همدیگر ترکیب کند تا کلمه ها و عبارتها را بسازد و ... ( رمضانی ، 1384 ) .

8 – تفاوت بین ناتوانی یادگیری و عقب ماندگی تحصیلی .

افرادی که به عنوان ناتوانی یادگیری بر چسب می خورند دارای سه ملاک هستند :

الف ) دارای نا همخوانی عمده ای بین پیشرفت تحصیلی و توقع آن و یا عدم هماهنگی بین زمینه های مختلف تحولی هستند .

ب ) هیچگونه اختلال هوشی ، حسی ، آموزشی و یا هیجانی برای توجیه عقب ماندگی آنها وجود ندارد .

 

ج ) به روشهای ویژه تعلیم و تربیت نیاز دارند .

بسیاری از متخصصان خاطر نشان ساخته اند که نمی توان یک کودک عقب مانده تحصیلی را یک فرد ناتوان از یادگیری محسوب کرد مگر اینکه این کودک دارای نوعی مانع یا مشکل درونی عصب شناختی یا روان شناختی برای یادگیری باشد .

 برعکس کودکانی که عقب ماندگی تحصیلی دارند ممکن است دارای یک یا چند شرط دیگر این عقب ماندگی باشند . نمی خواهیم بگوییم کودکان کم توان ذهنی یا مختل هیجانی یا دارای معلولیتهای حسی نمی توانند ناتوانی یادگیری داشته باشند ، ولی اگر داشته باشندچنین کودکانی به عنوان چند معلولیتی در نظر گرفته شده و بر اساس آن ترمیم خواهند شد . مهم است که بین کودکان دارای ناتوانی یادگیری و کودکان عقب مانده تحصیلی تفاوت قائل شویم زیرا نوع آموزشها و روشهای تدریس بر حسب ماهیت مشکل متفاوت خواهد بود . کودک دارای ناتوانی یادگیری به یک روش اختصاصی آموزش نیاز دارد که شامل ترمیم ناتوا نی تحصیلی و ناتوانی های تحولی یا ایجاد مهارتهای تحولی پیش نیاز در یک برنامه یک پارچه است . کودکی که عقب ماندگی تحصیلی اش به عللی نظیر کم توان ذهنی ، ناشنوایی ، نابینایی ، اختلال هیجانی ، فقدان موقعیتهای مناسب و نظایر آن است ، به نوع متفاوتی از برنامه آموزش و تدریس نیاز دارد . ( رونقی و همکاران ، 1377 )  

 

فراشناخت و ناتوانی یادگیری :

فراشناخت در اصل به معنی فکر کردن درباره فکر کردن است و یک قائده مهم در یادگیری کودکان می باشد ( فرمند ، 1384 ) .   فرا شناخت دو مولفه دارد :

1- آگاهی از این که چه مهارتها ، راهبردها و منابعی برای انجام موثر یک تکلیف لازم است

2- توانایی استفاده از فرآیند های خود تنظیمی برای اطمینان از تکمیل موفقیت آمیز تکلیف ، مانند برنامه ریزی حرکات ، ارزشیابی کار    آمد ی فعالیتهای گذشته ، وارسی پیامدهای تلاش ها و رفع هر گونه مشکل که پیش می آید ( ماهر ، 1371 )

به طور کلی فراشناخت به معنی فکر کردن درباره فکر کردن ، دانش خود و پردازش خود می باشد و با در ک کردن ، فهمیدن ، کنترل کردن ، هماهنگ سازی ، انتخاب و ارزیابی در طول یادگیری مرتبط است و ا زطریق درگیر شدن با تکلیفهای یادگیری و تجربه کردن ، تحول پیدا می کند ( فرمند ، 1384 ) .

محققان دریافته اند که دانش آموزان ناتوان دریادگیری اغلب در استفاده از مهارتهای فراشناختی مشکل دارند . مطالعه تور گسن ( 1979) نشان داد که کودکان ناتوان در یادگیری ، در توانمندیهای فراحافظه دچار نقص اند . برای مثال وقتی از آنها پرسیده میشود در صورت گم شدن لباستان ، برای پیدا کردن آن چه می کنید ؟ دانش آموزان ناتوان در یادگیری نمی توانند راهبردهای بدیل را مانند همسالان سالم خود تولید کنند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع

 

 

1.       اختلالات یادگیری تشخیص و درمان

Nldcenter.blogfa.com/post-48.aspx

 

 

2.     یادگیری و اختلالات آن

Shahbaz.pasiblog.com/post-36.aspx